این کتاب مجموعهی هفت مجلس سخنرانی است که در ایام فاطمیه سلاماللهعلیها ایراد شده است. موضوع حقالناس یکی از بحثهای اخلاقی مهم است که در جامعه متدینان کمتر بهصورت گسترده و همهجانبه موردتوجه قرار میگیرد و مصادیق آن بهغلط به برخی مصادیق خاص محدود میگردد، در حالی که گسترهی حقالناس بسیار وسیع و تشخیص مصادیق آن با ظرافتهایی همراه است.
دو حدیث از امام امیرالمؤمنین علیهالسّلام در این کتاب موردبحث قرار گرفته که ایشان انواع گناهان و ظلمها را برشمردهاند و فرمودهاند برخی گناهان و ظلمها بخشودنی هستند که عبارتاند از گناهی که انسان تاوان دنیویاش را دیده و لغزشی که در قالب ظلم به نفس خود مرتکب شده است. برخی گناهان نیز امید است که مورد بخشش قرار گیرد و تکلیف آنها روشن نیست که عبارتاند از گناهانی که فرد بهخاطر آنها توبه کرده و معلوم نیست که توبهاش پذیرفته شده یا خیر؟ اما سومین مصداق، گناهان و ظلمهایی است که با تعبیر «ظلم لا یترک» (ظلمی که رها نمیشود) و «ذنب لا یغفر» (گناهی که بخشوده نمیشود) از آن یاد شده و آن مظالم و حقوق ضایع شدهای است که بندگان بر گردن یکدیگر دارند. حقوق ظریفی چون حق شاگرد بر معلم، حق مورد استخفاف و اهانت قرار نگرفتن مؤمن، حق فقیری که به انسان رو انداخته است، حقالناس در پذیرش مسئولیتهایی که انسان توان ادای همهی آنها را ندارد و حق مهم مورد غیبت و آبروریزی قرار نگرفتن، از جملهی حقوق مهمی هستند که رعایتنکردن آنها گناه و ظلمی نابخشودنی بهحساب میآید.
نهایتاً در مجلس ششم و هفتم، روایاتی مورد استناد قرار گرفته که نشان میدهد در قیامت با حقوق مردم چه معاملهای میشود؟ جان کلام این است که خداوند، هرگز از حق ضایعشدهی مظلوم درنمیگذرد، مگر اینکه به نحوی مظلوم از ظالم گذشت کند. اوج این استیفای حق، آنجا آشکار میشود که خداوند از حسنات ظالم برمیدارد و کفهی حسنات مظلوم را سنگین میکند یا از گناهان مظلوم میکاهد و کفهی گناهان ظالم را سنگین مینماید و اینگونه حق ضایعشدهی مظلوم را از ظالم میگیرد. تعبیر «لا یجوزنی ظلم ظالم» (ستم هیچ ستمکاری از صافی چشمپوشی من نمیگذرد)، تعبیر قدسی تکاندهندهای است که هشدار میدهد رعایت حقالناس باید بیشازپیش وجههی همت جامعهی مؤمنان باشد تا رضایت خداوند و اولیای معصوم وی علیهمالسّلام را برای انسان به بار آورد.