مجلد دوم این کتاب نیز همانند جلد اول، در ۵ فصل تنظیم شده است که در ادامهی فصول جلد اول میباشد:
در فصل ششم، بحث مهم علم بلا معلوم موردنظر قرار گرفته است. به این منظور، ابتدا تلقی فلسفی از ذات اضافه بودن علم بررسی شده و نشاندادهشده که برخلاف تلقی فلسفی، لزومی ندارد متعلق علم، حتماً امری واقعی باشد. سپس مصادیقی از علم بلا معلوم در انسان، موردبحث و تذکر وجدانی قرار گرفتهاند که عبارتاند از: علم به عدم، علم به کون و لاکون غیرواقعی، علم به طبیعت و علم نسبت به آینده. بهعلاوه در برخی از این موضوعات، نشاندادهشده که طرح فلسفی از توضیح این شناخت بدیهی، عقیم میباشد.
در فصل هفتم با عنوان نور قدرت، علم نسبت به افعال اختیاری مطرح شده که از مصادیق علم بلامعلوم نسبت به طبیعت میباشد. سپس بهعنوان نمونه، چند عنوان مهم موردبحث قرار گرفته است: بررسی علم تابع و متبوع در رویکرد فلسفی، مقایسهی علم بلامعلومی که مرحوم میرزا در اینجا طرح میکنند با تحلیل علوم بشری از ملکه، برخورداری از نور قدرت در بستر استطاعت، ارتباط علم بلامعلوم با رأی.
در فصل هشتم، سخن از نور رأی به میان آمده است. نخست تذکرات وجدانی و لغوی مطرح شده تا اثبات شود که هر شیئی تنها با رأی واقعیت و شیئیت پیدا میکند. سپس بحث مبسوطی مطرح شده تا معنای عناوینی چون اثبات، نفی، شئ و حقانیت در هر سه ساحت حقایق طرح شود. سپس نور بودن رأی مورد تذکر قرار گرفته و بر پایهی تلقی صحیح از نور قدرت و رأی، تفسیر دقیق امر بین امرین، با رویکرد مرحوم میرزا مطرح گردیده است. با این مقدمات مؤلف به نقد تلقیای پرداخته که توجه را یک مفعول نفسانی دانسته، از شکلگیری آن در بستر استطاعت غفلت ورزیده و به نتایج نادرستی همانند قبح فعلی تجری دستیافته یا فعل اختیاری را در چارچوب بازگشت ما بالعرض به ما بالذات تفسیر نموده است. در انتهای این فصل، چندوچون تمایز ماهوی اشیا به علم بلا معلوم، پیش از خلق، بهدقت موشکافی شده است.
فصل نهم به بررسی تباین نور با خالق نور اختصاص دارد. در گام نخست، تذکراتی مطرح شده که ثابت شود فعل خداوند نیز همانند مفعول وی از خدا استقلالی ندارد و هرگز هم عرض آن نمیباشد. سپس بحث ظریف مباینت صفتی میان خدا و خلق وی و شیئیت نداشتن صفت در رتبهی موصوف طرح شده است. نیز باتوجهبه اینکه نور زمانمند نیست تحلیل شده که صحت چنین دیدگاهی در مورد نور، به تالی فاسد تعدد قدما نمیانجامد. نهایتاً در مراحل عالی بحث، فرازهای مهمی از حدیث عمران صابی طرح شده و برخی برداشتهای دقیق مرحوم میرزا از ظرائف آن، موردتوجه قرار گرفته است که از جملهی آنها تصریح امام هشتم علیهالسّلام به تفکیک سه ساحت و علو ساحت خدا نسبت به نور و ظلمانیات و علو ساحت نور نسبت به ظلمانیات میباشد.
فصل دهم به بررسی رویکردهای غیرعلمی در نقد دیدگاههای مرحوم میرزا اختصاص یافته و با شواهد متعدد نشان داده شده که بیاطلاعی یا غرضورزی در نقد این دیدگاهها، ناقد را فرسنگها از واقعیت امر دور نموده و نتیجهی برداشتها و قضاوتهای نادرست، به این انجامیده که مرحوم میرزا را همداستان با مکاتب بشری (فلسفه و عرفان) معرفی کنند؛ درحالیکه درواقع رویکردهای مکتب معارفی مرحوم میرزا نه صرفاً در ادعا بلکه بهواقع، هیچ اشتراکی با بافتههای بشری ندارد و هیچ هم آهنگی ای میان این مکتب با مکاتب بشری مطرح نیست.