این کتاب در دو مجلد، بحث تخصصی و زیربنایی نور را در مکتب معارفی مرحوم میرزای اصفهانی مورد بررسی قرار داده و بهموازات تذکرات وجدانی، عبارات فراوانی که از کتب مختلف این فقیه کمنظیر گزینش شده را محور بحث قرار داده است. بهعلاوه راهبرد کلی این کتاب آن است که هم راستایی وجدان، معنای لغوی و آیات و روایات را در هر موضوع به اثبات برساند.
جلد اول این کتاب دربردارندهی ۵ فصل است:
در فصل نخست، نور عقل مورد بررسی قرار گرفته به این منظور ابتدا خود نور عقل موضوع تذکر وجدانی قرار گرفته و حساب نور و ظلمانیات بهدقت از هم جدا شده است. بهعلاوه در بستر بررسی روایی بحث، دو محور واجب و حرام بالذات و حسن و قبح ذاتی و در پی آن واجب و حرام معلل موردنظر قرار گرفته است. در حوزهی معرفت به عقل اولاً مقصود دقیق از معرفت بسیط و ترکیبی به عقل، توضیح داده شده و در گام بعد نسبت به اینکه معرفت به عقل، همواره جنبهی آلی (و نه استقلالی) دارد تنبیه داده شده است. سپس دو حوزهی توجه موضوعی و طریقی که بر پایهی نظر آلی شکل میگیرد محل بحث قرار گرفته است.
در فصل دوم سخن از نور علم به میان آمده است. در این فصل اولاً به انحراف مهمی که علوم بشری در تلقی از علم بدان دچار شدهاند، پرداخته شده و سپس بحث بسیار مهم خطاناپذیری و معصومیت نور علم محل سخن قرار گرفته است. بر این پایه اصرار شده که منطقاً لازم است نور علم را بهعنوان اساس نظام معرفتی خود قرار دهیم در غیر این صورت برای همیشه باید با واقعگرایی خداحافظی کنیم. به دنبال بحث از معصومیت وجدان، دربارهی ویژگیها و مناشئ خطا که برای عاقل یا عالم رخ میدهد سخن رفته است. بهعلاوه تفکیک دقیقی میان قطع و یقین بهعنوان حالتی ظلمانی و نفسانی از یکسو و علم و کشف نوری از سوی دیگر صورتگرفته است. نیز دربارهی حافظه و ذاکره و از سنخ کشف و علم بودن آن بحث شده است.
در فصل سوم نظام حجیت در رویکردهای بشری موردبحث قرار گرفته و به طور مشخص بر بحث قیاس تمرکز شده است. با مباحث این فصل معلوم میشود که قیاس لغوی نه عین کشف است و نه مقدمهی کشف. نه عین حجیت است نه حجیت عقلی دارد و نه عقلایی.
فصل چهارم به نور وجود اختصاص یافته است. در این فصل نکتهی بسیار مهمی مطرح شده و آن عینیت نور وجود و نور علم است. در بستر این بحث، این عبارت کلیدی بهدقت تحلیل میشود که: «موجودیت عین معلومیت است». معیار هستیِ چیزی، یافتنی بودن و معیار نیستی آن، نایاب بودنش میباشد.
فصل پنجم به بحث اساسی علو ساحت نور از ظلمانیات اختصاص دارد. در این فصل با تذکرات وجدانی اثبات شده که نور در ساحتی فرار از ظلمانیات است و هرگز به احکام آنها از قبیل: تجزیهپذیری، زیادت و نقصان و شدت و ضعف، مکانمندی و زمانمندی محکوم نیست و در پرتو همین حقیقت حساب هستی و نیستی از بودونبود جدا شده است و نهایتاً در پرتو آیات و روایات، نور بهعنوان اسم سبوح قدوس خدا و مثل اعلای وی معرفی گردیده است.